طراحی، مدل ذهنی و چندتا چیز دیگه :)

این روزها بیشتر از قبل به مدل ذهنی و اهمیتش در یادگیری و تغییر رفتار فکر می کنم.

من هم مثل خیلیای دیگه همیشه برام سوال بود که چرا وقتی چیزی رو می خونم، خیلی وقتا پیش میاد که موقع انتخاب و تصمیم گیری، یادم می ره طبق چیزی که بلدم عمل کنم و بعد که مدتی گذشت و عمیق تر و بیشتر فکر کردم، یادم میاد که موارد زیادی رو موقع تصمیم گیری می تونستم مد نظر قرار بدم اما اصلا حواسم بهشون نبود، همین باعث شد که مفهوم مدل ذهنی برام بیش از پیش اهمیت پیدا کنه. مجددا به درسای مدل ذهنی متمم برگشتم تا مرورشون کنم.

این روزها به اثر تکرار هم بیش از پیش پی بردم و می خوام تلاش کنم بر بی حوصلگی هنگام مواجهه با چیزهای تکراری غلبه کنم تا بتونم برخی از مفاهیم رو به مدل ذهنیم تبدیل کنم، چرا که بنظرم برای ایجاد یک مدل ذهنی خاص، راهی جز در معرض مداوم اون مفهوم (به طرق مختلف) قرار گرفتن نیست…

گاهی وقتا نیازه یک کتاب رو چند بار بخونی… یک فیلم رو چند بار ببینی… یک مفهوم رو از کتاب های مختلف (یا منابع مختلف) بخونی تا کریستال یادگیریت کامل بشه…

مثلا من اگر بخوام مدل ذهنی تفکر طراحی رو در خودم ایجاد کنم، باید به طور مداوم خودم رو در معرض این مفهوم، تعاریفش، مصداق‌هاش، مثال هاش و… قرار بدم تا کم کم در ذهنم به خوبی شکل بگیره و گاهی نیازه مدام برای خودم به اشکال مختلف یادآور بگذارم که حواسم باشه موقع تصمیم گیری، بهش توجه کنم.

 

+ دارم تلاش می کنم کتاب فقر احمق می کند رو تموم کنم! صفحات آخر کتاب هستم. برای من واقعا پر از مفاهیم تازه و یادگیری نکات جدید بود. امیدوارم در آینده نزدیک بتونم برداشت خودم رو از این کتاب در اینجا ثبت کنم. (موضوع کتاب: بنظر من در حوزه اقتصاد رفتاری می گنجه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *