Delayed Gratification

#تحلیل_شخصی #نظر_شخصی
یه مفهومی در روان‌شناسی رفتاری داریم با عنوان Delayed Gratification با ترجمه نزدیک «به تاخیر انداختن خواسته‌ها و لذت‌های آنی» و یا «تحمل در برآورده شدن خواسته‌ها.»/ سایت متمم

دانیل گولمن در کتاب «هوش هیجانی» نوشته:
«هیچ یک از مهارت‌های روان‌‌شناختی انسان مهم‌تر و اساسی‌تر از توانایی مقاومت در برابر انگیزه آنی نیست. این مهارت ریشه همه کنترل نفس‌های هیجانی و عاطفی است، زیرا همه احساسات، هیجانات و عواطف ما به طور طبیعی به یک یا چند «انگیزه آنی به عمل» منتهی می‌شوند. بخاطر بسپارید که ریشه واژه emotion به معنای احساس، «حرکت کردن- move» است.»

ما در دین اسلام هم مفهومی داریم با عنوان «تقوا».
سایت islamquest تقوا رو اینجوری تعریف می‌کنه:
«تقوا یک نیروى بازدارنده درونى است که در وجود انسان به وجود می آید و او را در برابر ارتکاب کارهای خلاف حفظ مى‏کند.»
تقوا مراحل و درجات مختلفی داره:
اولین مرحله‌ش خودداری از ارتکاب گناهان و ترک محرمات هستش و درجه اعلی‌ش، خودداری از چیزیه که قلب و فکر انسان رو به خودش مشغول می‌کنه و از «حق» دور می‌کنه (حتی اگر مستقیماً گناه نباشه)
ما در روان‌شناسی واژه‌هایی مثل «ترک محرمات»، «حق» و «کارهای خلاف» به مفهومی که در ادبیات فقهی اسلام به کار می‌ره، نمی‌بینیم (یا بهتره بگم من ندیدم)
نظر شخصی من اینه که دین اسلام، پایه و اساسش همین مفهوم «به تاخیر انداختن خواسته‌ها و لذت‌های آنی» یا «تحمل در برآورده شدن خواسته‌ها»ست و مفهوم تقوا برای من با اصطلاح Delayed Gratification در روان‌شناسی یکیه. این ویژگی برتر انسان، به تازگی و طی چند قرن اخیر مهم شناخته نشده، بلکه به گمونم در قرآن به عنوان بهترین ویژگی یک انسان ازش یاد شده.
هرچند که اگر اشتباه نکنم مفهوم تقوا قبل از اسلام هم بوده و همچنین به معنای راه رفتن محتاطانه در زمین خاردار به گونه‌ای که با خارها برخورد نداشته باشی، ازش استفاده می‌شده. (راجع بهش تحقیقی نکردم)

یه مفهوم دیگه‌ای هم هستش که در سخنرانی‌های یکی از اساتید شنیدم و برام خیلی جالب بود.
اینکه وقتی از بچه کوچکی چیزی که می خواد رو منع می‌کنی و بهش می‌گی مثلاً دو ساعت دیگه بهت می‌دم، دو ساعت از نظر اون بچه یعنی هیچ‌وقت. بزرگ‌تر که می‌شه خریدن عروسک دو سه روز دیگه، یعنی هیچ‌وقت (خودش رو به در و دیوار می زنه، گریه می‌کنه، بازار رو می‌ذاره رو سرش و…). همینجور بزرگ‌تر که می‌شه، «زمان» براش معنادارتر می‌شه و بهتر می‌تونه درک کنه یک ساعت دیگه، دو روز دیگه، سه ماه دیگه، ده بیست سال و حتی هفتاد سال دیگه یعنی چی. منتها این تحمل، متناسب با ظرفیت و رشد یک انسان درونش ایجاد می‌شه. (گاهی ممکنه یک نفر سنش زیاد بشه ولی تحملش مثل همون بچه چهار پنج ساله باقی بمونه).
در بین افرادی که خودشون رو مؤمن به «خدا» و «معاد» می‌دونند هم کسی هست که وقتی خدا بهش می‌گه بنده‌ی من فلان عمل رو {برای رسیدن به خواسته درونی که به دنبالش هستی} انجام نده و یا فلان چیز رو که ازم می‌خوای، الان و تو این دنیا بهت نمی‌دم، مثلا پنجاه یا هفتادسال دیگه صبر کن؛ این پنجاه سال براش یعنی هیـــــــچ‌وقت! برا همینه که انسان بی‌تابی می‌کنه، نمی‌تونه جلوی خودش رو بگیره، چون بنظرش هیچ‌وقت قرار نیست به خواسته‌ش (لذّتِ موفقیت، بردن، تحسین‌شدن، تاییدشدن، سلامتی، زیبایی، خوردن، آرامش و…) برسه.

حالا اینا رو گفتم که بگم بنظر من «تقوا» که برای من ارزشمندترین و زیباترین مفهوم در ادبیات دینی ماست، یعنی خـــدا بهم می‌گه بنده من! برای رسیدن به خواسته‌هات تحمل داشته‌باش. تو به هر آن چه که به دنبالش هستی خواهی‌رسید ولی گاهی کمی دیرتر.
و این «کمی دیرتر/ حتی اگر هفتاد-هشتاد سال باشه» در مقابل زندگی ابدی انسان، یعنی چشم‌بر‌هم‌زدنی!
و ترازوی خدا به گفته خودش برای مقایسه بندگانش «تقوا»ست.
إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم
گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.

دیدگاه‌ها

  1. وجیهه مهرابی

    سلام،
    نوشته‌تان را به این خاطر خیلی دوست داشتم:
    پیوند دادن مفهوم “تاب‌آوری در برابر دیر رسیدن به خواسته‌ها” و “زمان” و “خطای ذهنی ما در ارزیابی مدت واقعی زندگیمان در زمین”.
    من هم با مضمون‌های مشابه این بسیار درگیرم، مثلا اینکه چرا ما سعی می‌کنیم این همه دقیق عمرمان را تقسیم‌بندی کنیم و به هر مرحله هم وظایفی ختصاص داده‌ایم و همیشه با عجله می‌کوشیم که از دیگران عقب نمانیم!
    پویا باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *