یادداشت

تصمیم جدیدی که گرفتم/ سفر ذهنی

بعد از تجربه فشارهای وحشتناک روحی طی چند ماه اخیر، راه های مختلفی رو برای بیرون اومدم از این وضعیت امتحان کردم. خیلی از اقداماتی که من به تازگی یا مثلا یکی دو سال اخیر شروع به انجامش کردم، برای بعضی افراد خیلی بدیهی و ساده ست، منتها من ترجیح می دم از تجربه های …

بنویسیم، ویس بفرستیم یا تماس بگیریم؟

اینکه این موضوع رو تبدیل به یک استوری یا استاتوس نکردم و دارم راجع بهش پست وبلاگ می ذارم، الزاماً دلیل بر این نیست که حرفام از نظر خودم مهمه، بلکه اینجا راحت‌تر می تونم بنویسم 🙂 همچنین قبلاً عذرخواهی می کنم که طی چند پست اخیر تمام قواعد نگارش و دستور زبان فارسی رو …

داشتن ارزش های مشخص/ به بهونه دیدن فیلم «کازابلانکا»

توضیح: با اینکه در متن بارها و بارها از عبارت بنظر من استفاده کردم ولی برای اینکه افراط نباشه، مجبور شدم گاهی حذفش کنم ولی می خواستم اول حرفام اضافه کنم چون این بحث ها واقعا مدلش یه جوری نیست که کسی مثل من بتونه با قاطعیت و علمی راجع بهش حرف بزنه (و فکرم …

به رسمیت شناختن خستگی‌مون :)

بعداً نوشت: هرچند در خط اول نوشتم اما باز هم تاکید می کنم این صحبت ها ترکیب آموخته ها و زندگی شخصی منه. ممکنه حرفام درست نباشه اما چیزیه که خود من تجربه ش کردم و فعلاً که دانسته‌هام در همین حده، با این نگرش جلو می‌رم. می خوام از تجربه شخصی خودم راجع به …

معدن مدیا و کلی تجربه های خوب :)

وقتی رسانه معدن مدیا رو راه اندازی کردم، به واسطه‌ش به بعضی آرزوهای خودم رسیدم. دلم می خواست قالب سایت رو خودم طراحی کنم، در حد رفع نیاز یاد گرفتمش و الان قالبی که خودم ساختم رو سایته و هربار نیازی به تغییر باشه یا ایده جدیدی به ذهنم برسه، می تونم خودم انجامش بدم. …

خودِ حقیقیِ معمولی و پر از خطا

وقتایی که چیزی دم دستم برای نوشتن نیست، موضوعات مختلف به ذهنم هجوم میاره و دلم میخواد راجع به همه شون بنویسم ولی وقتی شروع می کنم به نوشتن، دیگه ذهنم یاری نمی کنه چی می خواستم بنویسم. وقتی به جمع متممی ها پیوستم، از طرفی دلم آروم بود که یک جای مطمئن پیدا کردم …

هیچ عنوانی به ذهنم نرسید

همیشه از این که روزم یه جوری بگذره که هیچ خاصیتی نداشته باشم، برام نفرت انگیز بود. نه که بگم همیشه مفید بودم اما می خوام بگم از این که خاصیتی نداشته باشم بدم میاد. خیلی روزا پیش اومده که حس کردم روزم رو بیهوده گذروندم و این باعث شده حس بدی به خودم داشته …

از تغییرات وزارتخونه تا برنامه های شخصی

تو این مدت خیلی اتفاقات زیادی سر کار افتاد. مدیرعامل جابه جا شد… وزیر صمت عوض شد… کلی اتفاقات عجیب و غریب تو ممکلت و شرکت ما افتاد. شوک خیلی بزرگی بود. فعلاً باید نظاره گر باشیم ببینیم بالاخره چه چیزی قراره به ثبات برسه :)) بیماری کرونا هم که یک سبک زندگی جدید برای …

هنوز یاد نگرفتم با واقعیت نجنگم…

مدیرعامل سابق چادرملو، دیروز لابه لای حرفاش حرف خیلی قشنگی زد… خطاب به معاون وزیر وقتِ (همون وقتی که این حرفو بهش زده بود)… این که ما مدیرا با یک کاغذ میایم و با یه کاغذ میریم، شمایی که ما رو عوض می کنی باید به درگاه خدا پاسخگو باشی که آیا کس بهتری رو …

مذاکره تلفنی، از چالش های بزرگ زندگی من

وقتی تصمیم گرفتم بنویسم، طبق معمول باز هم رفتم در فضای این که خب درباره چی می خوام بنویسم؟! بعدش یادم افتاد که این چند وقت تونستم تجربه های جدیدی رو شروع کنم. مرورشون باعث شد حس بهتری بهم دست بده و به همین خاطر بنظرم اومد که نباید غیرمنصفانه قضاوت کنم. خوبه که گاهی …